تبليغاتX
اچمی
مسعود فردمنش

 

اون روزا ما دلی داشتیم

واسه بردن جونی داشتیم

واسه مردن کسی بودیم

کاری داشتیم

پاییز و بهاری داشتیم

تو سرا ما سری داشتیم

عشقی و دلبری داشتیم

 

حق نگهدار خوانندگان و نویسنده گان گرامی ، بلاگفا .

خداحافظ دنیای مجازی ، خداحافظ بلاگفا .

+ ثبت در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 زمان 2:53 توسط عادل پاسالاری |

روحت شاد

از (( الف ب پ ت ث)) باهم بودیم تا اخر الفبای فارسی از بچه گی تا به بالغ رسیدن . من رفتم خارج و تو رفتی سربازی اوایل مدام سراغتو میگرفتم کم کم دیگه به هم دلسرد شدیم گذشت زمان تو سربازی رو پشت سر نهادی و من هنوز توی خارج عرق میریختم خبری ازت نداشتم ولی اسمت بود سراغتو از دیگرون میگرفتم و ذکر خیرت همیشه بود علی جان زمانی رفت و زمانی اومد من توی این غربت حبس شدم و اونجا برادرت راهی زندان شد  شب و روز شده بود سم برام ارزوی یه لحظه دیدن اسمون میکردم دو ماه رو توی حبس گذروندم با هزار بار محکمه رفتن و اومدن به جای رسید که از قاضی عف گرفتیم و بعد از دوماه آزاد شدیم تمام پولی که پسنداز کرده بودم  تو  این چند سال رفت و من مونده بودم یه دل هزار درد و بی پولی مث خودتو بقیه ی دوستان شما از بیکاری و من از بی کسی خدا بیامرزد ت روحت شاد رفیق بعد از یک ماه ازاد شدنم با پولی که با فروش لب تابم به دست آورده بودم بلیط گرفتم و روز جمعه  22 may 2009 فرار کردم وقتی رسیدم ده برادر کوچکتو دیدم سعید که خبر زندان رفتن محمد و دادگاهی شدن خودتو به من داد شوکه شدم وقتی این خبر شنیدم . خیلی دوست داشتم ببینمتون ولی امانی نبود که ملاقاتتون کنم در حصرت دیدارتون موندم و همش روی کوه سر جای که همیشه میرفتیم .و ده رو تماشا میکردم البته با یکی از دوستان قدیمی که همسایه دیوار به دیوارتون میشه اره عیسی یادی از اون روزا میکردیم ۲۰ روز گذشت و من بار سفرمو بستم برگشتم به این کشور لعنتی دوماه از سفرم گذشته روز جمعه ۱۱/۱۰/۰۹خبر سنکوب کردنتو از داعیم شنیدم اول باورم نمیشد روحت شاد رفیق دلم میخواد بیام پیشت بخوابم چونکه اینجا جز رفاقت وفای نداره وقتی رفیقی باقی نیست عمری نیز باقی نیست خدا بیامرزد ت 

((علی افکاری ، محمد افکاری ، عیسی محمدی ، عادل پاسالاری))

چهار عضو گروه آسیب شناسی اجتماعی

((مرحوم علی افکاری)) روحت شاد   

+ ثبت در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 زمان 22:56 توسط عادل پاسالاری

خداحافظ

 

 

!زندگی!

 

مدنیت یا معنویت ؟

خدمت یا زحمت ؟

عشق یا شهوت ؟

زن یا مرد ؟

خوب یا بد؟

 


اعضای زندگیست ، زندگی که مملو از هزاران افکار و انظار الهی و شیطانیست!  

لعنت بر زندگی لعنت بر مدنیت و معنویت لعنت بر انسانیت !

+ ثبت در دوشنبه سیزدهم مهر 1388 زمان 2:54 توسط عادل پاسالاری

زندگی

زندگی نامه ی این زندگی 

انسان همیشه حساس به موارد های گفتاری ؛امّا سرشار از احساسات روحی ،روانی

عمریست که ما اورا غنیمت نشماریم . افسوس که نماند روزی جز پشیمانی عمری که به ما تعلق دارد پشیزی نمی ارزد تا که ز پیری حاصلی کند دل ز کنجه نشینی و دین منشی

عمرت جز خدمت نشد حاصلی ، باز آمدنت نیست چو رفتی رفتی.

تا چند بر ابرو زنی از غصّه گره
تقوی نبَرد – خدای را – راه به ده
گور ِ پدر ِ تمام ِ اديان کرده
خوش باش و ، دو پای ِ خود بر اين شانه
بنِه
تا چند زنی به بند ِ تمبان تو گره ؟
هان دخترکا ! داد ِ دل ِ خويش بده
گور ِ پدر ِ تمام ِ اديان کرده
يک شب بنشين ، باده بخور ، گای بده

+ ثبت در جمعه بیستم شهریور 1388 زمان 0:13 توسط عادل پاسالاری

 میشل فوكو

فوكو تأثیرات قدرت رادرسراسرزندگانی تاریخی اجتماعی و در اجزاء جسمانیت آدمی ردیابی می‌كند. او تاریخ را نمایشگاه قدرت می‌ شناسد. از نظر او هر بیانی، بیان قدرت است. هیچ امر واقعی انسانی و اجتماعی، بدون روابط قدرت در  وجود نمی‌آید «روابط قدرت عمیقاً ریشه در تار و پود جامعه دارند.نهادهای قدرت پدیدآورنده قدرت نیستند. اگر چنین بود با از میان بردن نهادها، می‌توانستیم قدرت را از میان ببریم. قدرت در بیرون از نهادها شكل می‌گیرند. بنظر فوكو روابط اجتماعی بازتابی از روابط قوا در سطوح مختلف اجتماعی است.


ادامه مطلب
+ ثبت در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 زمان 8:14 توسط عادل پاسالاری

(نه از دید دین و نه از دید سیاست های درون بلکه از دید عموم )

پوشش های که در جامعه بیشتر جنبه ی تزئینی بدن "سیاست بدن" را دارند به مردم آن جامعه ربط دارد . ولی می توان به مصرف مدل های پوشش زنان در اجتماع پرداخت و به نوعی ضعف پوشش آنان را از دید عموم شرح داد؟

!طرز لباس پوشیدن!هر فرد به خود فرد بستگی دارد و در آن برای  فرد   اجباری نیست . ولی رعایت آن در نظم  جامعه واجب هست. 

توصیفی از علاقه مند بودن زنان به چنین پوشش های لازم به ذکر هست طبیعت هر زن به جمال آن زن بسته گی دارد و بازتاب چنین پوشش های برای زن در جامعه طبیعیست.

ولیکن از دید دین چنین پوشش های در جامعه مورد دیگری را در بر میگیرد. و اینگونه پوشش ها بسته گی به فرهنگ هر جامعه دارد اینکه جنبه ی پوشیدن و استفاده از آنرا دارا هستند.

!از دید دین پوشش هر فرد اجباریست که طبق قوانین آن پیشه بگیرد!

+ ثبت در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 زمان 5:42 توسط عادل پاسالاری

شهوتشهوت و سکس نیز بخش مهمی از زندگی انسان هست. شهوت و سکس به هم  وصلت میگیردند  قدرت غریزه جنسی مونث از مذکر و بلعکس تحت اختیار و قابل تحمل هیچ جنسی نیست چه زن چه مرد.در ذمن قدرتی که در جنس مونث نهان شده قدرت جنسی است که با آن جنس مخالف  را بیش از حد جلب توجع خود میکند و آن را تحت اختیار خود قرار میدهد و باعث شدت شهوت او میشود که گویا زیاد از حد بودن شهوت باعث اضطراب و بیخوابی او میشود و هر لحظه در جسم شخص شدید تر میشود بعضی از اشخاص به گونه ای جسم خود را از شهوت موجود خالی و خود را ارضا میکنند که گویا زیان های بسیاری در پی دارد که میتوان از چشم اشخاصی که در تماس ارضا شدن از خود هستند تشخیص داد لکه های کم رنگ مایل به رنگ زرد و موی رگهای سرخ رنگ که هر دو در سفیده چشم شخص پدید میایند بر گرفته از  شهوت زیاد آن شخص هست  

+ ثبت در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 زمان 17:42 توسط عادل پاسالاری

بیقراندنیای خیال بر اساس پوچی

دنیای که فرد در ذهن خود شکل میدهد و به دلخواه خویش آنرا شکل می دهد. دنیای که شاید بشه آینده و یا بشه حسرت آن فرد. دنیای که در مغز جریان دارد و بر اساس احساسات فرد شکل میگیرد. خیال به معنای تصور, شکل دادن به دلخواه .خیالاتی که بعضی از آنها بر آینده فرد شکل میگیرند و در ذهن فرد شکلی ویژه به خود میدهند. ویژه گی های خیال کمبود و تهی دستی و انتظار کشیدن فرد به خاطر هدف خواص که مورد علاقه مند شدن فرد به آن هدف خواص میشود و در مورد آن هدف هزاران بار در ذهن خود تشکیلاتی از جمله تصور کردن و آرمان داشتن به آن هدف دنیای که فرد را به مرز محال می برد دنیای که شاید فرد را به بیماری فکری مبتلا کند. خیال های محال تفکرات بی امان تفکراتی که در مغز هر لحظه جریان دارد و هر لحظه  در حال شکل گرفتن هست. تفکراتی که فرد را از تصمیم گیری نامیزان بر خوردار میکند

خیال , آرمانها و احساس

سه عنصور بشریت که هر سه زنجیر به هم اویخته هستند که در هر مورد هر سه تشکیل میگردند فرد عاقل از قبل پیشبینی شده از هر سه عنصور در موارد جدا از هم و با تصمیم گیری صحیح به خوبی از آنها عمل مینماید

+ ثبت در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 زمان 5:7 توسط عادل پاسالاری

حسرت زندگیحسرت این زندگی که همه ی ما در آن دلیل هستیم بسیار هست فقر و فساد مالی اول از هر چیزی مانع  میگیرند و در وجه دیگر آن بعضی از افرادی هستند که در زندگی دچار اختلالات روحی بیش از حد شدند که به نوعی حسرت خوردن از زندگی خود ، یعنی زندگی که از دست دادند و یا وقتی برای گذراندن آن نداشتند این افراد دو دسته هستند و با هم احتلافات بسیار دارند که گویای گفتن هست۱. دسته کسانی هستند که برای آسایش اولاد خود سختی کشیدند و وقتی برای زندگی خود نداشتند ۲.دسته کسانی هستند که خود را درخدمت پول گذاشته بودند.معنای این دو مثال:۱.پول در خدمت ما باشد۲.یا نه ما در خدمت پول باشیم. مشکل بسیاری از ما مردم این سوال هست که تنها یک جواب خواهد داشت و سرنوشت ساز این زندگیست زندگی که خیلی ها حسرت آن را خورده اند . زندگی که بعضی از ماها تازه شروع کردیم بلاخره باید در زندگی شخصی خود با یکی از این دور مورد کنار بیاییم . هدف کلی آگاهی و شناخت از زندگی و آینده نگری آن هست.

 

 

با تشکر از همه دوستان حق نگهدارتان باد

+ ثبت در جمعه دوم مرداد 1388 زمان 4:14 توسط عادل پاسالاری

              پدر خوانده

دید کلی از مطلب پدر خوانده دلخور بودن از آن پدر نیست بلکه دلسوزی به حال آن هست از نظر اجتماعی  کمترین سطح روابط و بدبین بودن او به همه نوع روابط اجتماعی و حتی به خانواده ی خود او پدری بود که در جوانی مرتکب اشتباهات زیادی شده بود که در پیری جبران همه ی اشتباهات خود را توسط پسرش عملی میدانست

اشتباهاتی که اورا به پول و ثروت کلانی می رساند که حال لحظه پسرش را غلام اشتباهاتش گردانده و از پشت به سویش ریش خند میزند پدری ک راضی نشد پسرش دوباره تحصیل کند پدری که همه کسش شده بود پول پسری که دیگر آن پدر برایش پدر نبود و از ان نفرت پیدا کرده بود و از همنشینی با او ذلت میکرد و سرانجام روزگاری رسید که مشکلات خانوادگی آن پدر وخیمتر و وخیمتر میشد و پسرش را از سرپیچی او و هدفهای که داشت برای همیشه از خانه ی خود رانده کرد

! نقد شخصی !

پدرانی که فرزندان خود را برده و غلام میدانند پدر محسوب نمیشوند.

+ ثبت در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388 زمان 3:20 توسط عادل پاسالاری